پیرنگ کلاسیک

ایده‌آزمائی‌ فیلمنامه
فروردین ۳۰, ۱۳۹۸
مروری مختصر بر ۲۰ سال ترجمه متون سینمائی به بهانه حضور استاد گذرآبادی در مشهد
تیر ۲۹, ۱۳۹۸
نمایش همه

ویژگی‌های عمومی پیرنگ کلاسیک

 – وقایع باهم رابطه علت و معلولی دارند . هر رویداد از رویداد قبلی ناشی می‌شود و به رویداد بعدی می‌انجامد.

-تک‌تک وقایع مهم‌اند و حذف یا جابجایی آنها باعث تغییر پیرنگ می‌شود.

-کنش صعودی است. یعنی به تدریج تشدید می‌شود و به نقطه اوج می‌رسد که باعث تغییر محسوس در بخت قهرمان می‌شود . به عبارت دیگر از پیش‌رویِ وقایع هدفمند است .

-کنش را شخصیت اصلی پیش می‌برد و به نتیجه می‌رساند .

– کنش‌های شخصیت اصلی معرف منحنی تغییر وی است یا نشان دهد چرا این تغییرغیرممکن است .

                                    ******

دنبال کردن داستان، جزو طبیعی‌ترین رفتارهای آدمی به اندازه غذا خوردن و حرف زدن بدیهی است .در واقع کاملاً طبیعی است که غرق داستان شویم و عواطف و احساسات خاص را تجربه کنیم .اما هر داستانی که می‌خواهد مخاطب را با خود همراه کند، از چند شگرد برای درگیر کردن مخاطب با داستان استفاده می‌کند :

-غافلگیری : چرخش غیر‌منتظره در وقایع یا رفتار غیرمنتظره از سوی شخصیت‌ها .

 تعلیق: ماجرا به کجا می‌انجامد؟ وجود گزینه‌های بدیل برای وقایع، به دلیل گزینه‌های بدیل برای رفتار شخصیت‌ها.

-معما: دریغ کردن اطلاعات

-دلهره: اطلاعات فزون‌تر مخاطب نسبت به شخصیت‌ها و نگرانی‌ از بابت آشکارشدن اطلاعاتی که بیننده پیشاپیش از آنها آگاه است.

                                     ******

به باور ارسطو مهمترین جنبه نویسندگی طراحی پیرنگ یا خلق ساختار محکم است. او می‌نویسد .«وقایع متعدد پیرنگ باید چنان به هم پیوسته باشند که اگر یکی را جابجا کنیم یا برداریم کل آن مختل شود و به هم ریزد. زیرا آن چیز که بود و نبودش تاثیر محسوس ندارد در حقیقت جزئی از کل نیست .»

 زندگی واقعی ،بر خلاف قوانین سینمایی ،به روش علت و معلولی، یعنی منسجم و یکپارچه، اتفاق نمی‌افتد. اما داستان‌های سینمایی باید بر اساس زنجیره‌ای تخیلی از حوادث ،دنیای باورپذیر به نمایش بگذارند.

ارسطو در جایی دیگر می‌نویسد :«اصل اول یا به اصطلاح روح تراژدی پیرنگ است ، و شخصیت‌ها در درجه دوم قرار می‌گیرند; همچنان که در نقاشی نیز آمیختن زیباترین رنگ‌ها بدون نظم ، به اندازه تماشای طرحی سیاه و سفید از چهره لذت بخش نیست .پس مقصود اصلی و هدف تراژدی، کنش موجود در آن یعنی قصه یا پیرنگ آن است.»

هدف در همه‌جا مهم‌ترین چیز است .

پیرنگ شما به روش‌تان برای پنهان یا آشکار کردن اطلاعات بستگی دارد . یعنی مدیریت استادانه‌ی  تعلیق و معما ; هدایت هنرمندانه خواننده در فضای پیچیده که همیشه پر از نشانه‌هایی که باید  خوانده شود اما همیشه، تا لحظه پایان در معرض سوء تعبیرند .

پیرنگ، خواننده را درگیر بازی «چرا» می‌کند.

به همین دلیل بعضی‌ها دوست دارند به جای واژه پیرنگ از واژه طرح و توطئه استفاده کنند. گویی به واقع توطئه‌ای در جریان است و مولف با ذهن مخاطب بازی می‌کند ; دائماً برخی پرسش‌ها جواب داده می‌شود و پرسش‌های جدیدی مطرح می‌گردد.

 مخاطب با ورود به بازی پیرنگ، دائماً درباره وقایع پیش رو حدس می‌زند و دائماً می خواهد بداند بعد چه می‌شود .در واقع پیرنگ است که توجه مخاطب را جلب می‌کند و او را دنبال خود می کشد.

محمد گذرآبادی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *